رمز عبور خود را فراموش کرده ام
شما هم عضو شويد
خبرگزاري نخست نيوز: امام نهم شيعيان جهان كه نام زيبايش محمد و كنيهاش ابوجعفر و القاب او تقي و جواد است، روز دهم ماه رجب سال 195 ه . ق در شهر مدينه چشم به جهان گشود. پدرآن حضرت، امام عليبن موسيالرضاع و مادرش سبيكه است كه از خاندان ماريه قبطيه،همسر پيامبر اسلام محسوب ميشود.
سبيكه از نظر فضيلتهاي اخلاقي در مرتبه والايي قرار داشت و از جمله برترين زنان زمان خود بود، به طوري كه امام رضاع از او به عنوان بانويي منزه و پاكدامن و بافضيلت ياد ميكرد. حضرت جوادالائمهع در دوران امامت خود با 2خليفه عباسي به نامهاي مامون و معتصم معاصر بود و هردوي آنها حضرت را به اجبار از مدينه به بغداد كه پايتخت بنيعباس بود احضار كرده و تحت نظر قرار دادند.
شيخ مفيد در كتاب الارشاد خود از ابويحياي صنعاني نقل ميكند: روزي در محضر امام رضاع بودم، فرزندش ابوجعفر را كه خردسال بود آوردند. امام فرمود اين است مولودي كه براي شيعيان ما پر بركتتر از او زاده نشده است. (ارشاد، شيخ مفيد، ج،2 ص391)
2 تن از شيعيان به نامهاي ابن اسباط و عباد بن اسماعيل ميگويند: در محضر امام رضاع بوديم كه ابوجعفر را آوردند. عرض كرديم اين همان مولود پر خير و بركت است؟ حضرت فرمود آري اين همان مولودي است كه در اسلام، پر بركتتر از او زاده نشده است. (بحار، ج50، ص20)
نگاهي به اين روايات و ملاحظه شواهد و قرائن نشان ميدهد مقصود از احاديث فوق اين است كه تولد حضرت جواد الائمهع در شرايطي صورت گرفت كه خير و بركت خاصي براي شيعيان به ارمغان آورد. بدين معنا كه عصر امام رضاع دوره ويژهاي بود و حضرت در تعيين جانشين خود و معرفي امام بعدي با مشكلاتي روبهرو بود كه در عصر امامان قبلي بيسابقه بوده است، زيرا از يك سو پس از شهادت امام كاظمع گروهي كه به واقفيه معروف شدند، بر اساس انگيزههاي مادي، امامت حضرت رضا را انكار كردند و از سويي ديگر، امام رضاع تا حدود 47 سالگي صاحب فرزند نشده بود و چون احاديث واصله از پيامبر حاكي بود كه امامان 12 نفرند كه 9 نفر آنان از نسل امام حسينع خواهند بود، فقدان فرزند براي امام رضاع، هم امامت خود آن حضرت و هم تداوم امامت را زير سوال ميبرد و واقفيه اين موضوع را دستاويز قرار ميدادند، امامت حضرت رضا را انكار ميكردند.
گواه اين معنا اعتراض ابن قياما به امام هشتم در اين مورد و پاسخ آن حضرت است.
ابن قياما كه از سران واقفيه بوده است در نامهاي به امام رضاع آن حضرت را متهم به عقيمي كرد و نوشت: چگونه ممكن است امام باشي در صورتي كه فرزند نداري؟ حضرت در پاسخش نوشتند: تو از كجا دانستي كه من فرزند ندارم! به خدا اين روزها و شبها نگذرد و عمر من به سر نرسد جز اينكه خداوند پسري به من بدهد كه ميان حق و باطل را جدا سازد. (ارشاد، ج2، ص389) اين روش تبليغي عليه امام منحصر به اين مورد نبوده است، بلكه اين معنا به مناسبتهاي مختلف و در موارد گوناگون تكرار ميشده و امام رضاع همواره سخنان و دلايل آنان را رد ميكرده است تا آنكه تولد حضرت امام جوادع به اين توطئهها خاتمه داد و موضع امام و شيعيان كه از اين نظر در تنگنا قرار گرفته بودند، تقويت شد و اعتبار و وجهه شيعيان بالا رفت.
امام جوادع در حقيقت جداكننده ميان حق و باطل بود، چرا كه پذيرفتن امامت يك كودك خردسال، ايماني راسخ و محكم ميطلبيد و پذيرش امامت آن حضرت بود كه توانست ذهن شيعيان را براي تبعيت از ائمه بعدي كه آنان نيز در سنين كم و خردسالي به امامت رسيدند، آماده كند.
پذيرفتن امامت آن حضرت نيازمند ايماني آميخته با حقايق و معارف قرآني بود، چنانكه ميدانيم در قرآن درباره حضرت عيسيع آمده است؛ عيسي گفت: بيشك من بنده خدايم، به من كتاب آسماني (انجيل) عطا فرموده و مرا در هرجا كه باشم وجودي پر بركت قرار داده است و مرا تا آن زمان كه زندهام به نماز و زكات توصيه فرموده و نيز مرا به نيكي در حق مادرم سفارش كرده و جبار و شقي قرار نداده است. (سوره مريم، آيات32 - 30)
از روايات استفاده ميشود كه حضرت عيسي در آن زمان كه سخن ميگفت (يعني نوزادي) نبي بوده و هنوز منصب رسالت نداشته است و در 7 سالگي به مقام رسالت نائل شده است؛ بنابراين هيچ استبعادي ندارد كه ائمه اطهارع هم در سني همانند حضرت عيسي به منصب امامت برسند، چنانكه شخصي به نام خيراني از پدرش روايت ميكند كه در خراسان خدمت حضرت رضاع ايستاده بودم پس شخصي به آن حضرت عرض كرد: اي آقاي من، اگر پيشآمدي كرد و شما از دنيا رفتيد، به چه كسي پناه ببريم و امام پس از شما كيست؟ فرمود: به سوي ابوجعفر فرزندم. گويا آن شخص سن حضرت جواد الائمهع را كم دانست و تعجب كرد كه چگونه با اين سن كم امام خواهد بود؟
حضرت رضاع فرمود: همانا خداي سبحان عيسي بنمريم را به رسالت و نبوت برانگيخت و صاحب شريعت و دين تازه بود در حاليكه سن او كمتر از سني بود كه ابوجعفر در آن است. (ارشاد، ج2، ص391).


